
فضولی در ادبیات
لیلاییها
موسيقی
مکانیک و دانشگاه
نقد و نظر
افاضات نغز
ایمان کفرانی
اینترنت و وبلاگ
تلگرافی
دلنوشتهها
دیوان
روزانه
سهتار نوازی
سیاست
عکس
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
April 2008
March 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
March 2007
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
میدانمت ای سپیده نزدیک
ای چشمه تابناک جانافروز
کز این شب شوم بخت بد فرجام
بر میآیی شکفته و پیروز
وز آمدن تو زندگی خندان
میآیی و بر لب تو صد لبخند
میآیی و در دل تو صد امید
میآیی و از فروغ شادیها
تابنده به دامن تو صد خورشید
وز بهر تو بازگشته صد آغوش
در سینه گرم توست ای فردا
درمان امیدهای غم فرسود
در دامن پاک توست ای فردا
پایان شکنجههای خونآلود
ای فردا ای امید بینیرنگ
- سایه
ميگذرد كاروان، روي گل ارغوان
قافلهسالار آن، سرو شهيد جوان
در غم اين عاشقان، چشم فلك خونفشان
داغ جدايي به دل، آتش حسرت به جان
خورشيدي تابيدي، اي شهيد
در دلها جاويدي، اي شهيد
ميگريد در سوگت آسمان
ميسوزد از داغت شمع جان
چون رويد لاله از خاك تو
ياد آرم از جان پاك تو
بنگر چون شد، دلها خون شد، زين آتشها
از موج خون، شد لاله گون، دشت و صحرا
زين درد و غم، گريد عالم، اي شهيد ما
از اين ماتم، خون ميگريم
اي ياران اي ياران
سوزم از داغ غمي
داغ ظلم و ستمي
چون هر جانباز، ميدهد آواز
جان فداي وطنم، خاك ايران كفنم
اي دريغـا لالهی ما
گشته گلگون
خفته در خون
- سایه (+)
بعد از این همه مدت که در مورد انتخابات خواندیم و بحث کردیم، دیگر فکر کنم همه تصمیم گرفته باشند که روز جمعه چه کار میخواهند بکنند. الان دیگر فرصتی برای بحث و دودلی نمانده. من به میرحسین موسوی رای میدهم و امیدوارم روز شنبه او رئیس جمهور بعدی باشد. الان هم میخواهم در این چند سطر بنویسم که با این رای چه انتظاراتی از او دارم و چهار سال بعد چه جیزی را از او مطالبه خواهم کرد. پیشنهاد میکنم شما هم، گذشته از این که به چه کسی رای میدهید یا حتی رای نمیدهید، به این موضوع فکر کنید.
خیلی از دوستان را میبینم که منتظر اتفاقات بزرگی بعد از انتخاب میرحسین هستند. شاید سالهای ریاست جمهوری خاتمی را فراموش کرده باشند یا میپندارند موسوی اصلاحطلبتر یا با اقتدارتر از خاتمی است. من که این گونه فکر نمیکنم.
مهمترین انتظاری که من از میرحسین دارم به مهمترین بخش از شعارهایش برمیگردد. یک کلام از او انتظار دارم که بعد از چهار سال طبقهی متوسط جامعهی ایران را فربهتر کند. گمان میکنم این اولین پلهای باشد که برای دموکراتیزه کردن جامعه باید پیموده شود. بزرگترین آسیبی هم که از ناحیهی دولت فعلی به جامعهی ایران وارد شده همین لاغر شدن طبقهی متوسط است. فقط در شرایطی میتوان خواستههای مدنی و شهروندی را مطالبه کرد که طبقهی متوسط قدرتمند باشد. برای اینکه چهار سال بعد گام مطمئنتری در جهت دموکراسی و حقوق بشر برداریم این اتفاق حتما باید بیافتد. شعارهایی هم که میرحسین داده همه در این جهت هستند و این خواسته را به طور مشخص میتوان از او مطالبه کرد.
غیر از این از او انتظار دارم که آزادی نسبی برای فعالیت جامعهی مدنی فراهم کند. تا حد امکان مانع دستاندازیها برای یارگیری و آموزش نیروهای جامعهی مدنی شود. گردش اطلاعات را در حد دوران خاتمی آزاد کند. روشن است که این انتظارات حداقلی از خواستههاست. میرحسین برای تحقق شعارهای اقتصادیاش باید از اصطکاک دولتاش با سایر اجزای قدرت جلوگیری کند. لازمهی این کار هم کوتاه آمدن از برخی خواستههای مدنی است که ممکن است با مقاومت روبهرو شود. دموکراسی یک فرآیند است. همین که او بتواند این خواستههای حداقلی را محقق کند کافی میدانم.
به عنوان کسی که فردا به میرحسن رای میدهد، در طول چهار سال بعد این دو خواسته را به طور مشخص از او مطالبه خواهم کرد. گمان میکنم اگر این دو محقق شوند، در انتخابات بعدی بتوان با قدرت بیشتری شعارهای حقوق بشری و دموکراسیخواهی را مطرح کرد.


