
35 درجه*
نيک آهنگ کوثر*
میرزا پیکوفسکی*
daily dose of imagery*
از پشت يک سوم*
سیبیل طلا*
ملكوت*
حباب*
حاجی واشنگتن*
حسن سربخشیان*
بی بی گل*
یک لیوان چای داغ*
سرزمین رویایی*
عصیان*
یک پزشک*
بلوط
حرفه؛ خبرنگار
قصههای عامه پسند
فروغ
کتابلاگ
باران در دهان نيمه باز
صفحهی سیزده
نامههای سوشیانت هزارم
کيبرد آزاد
سردبير: خودم
دوم دام دات کام
ناتور
آونگ خاطرههای ما
منصور نصیری
كافه ناصری
لولیان
راز نو
زيتون
توکای مقدس
خورشيد خانوم
سیبستان
ساغر
آق بهمن
خوابگرد
لگو ماهی
نفیسه مطلق
نقطه ته خط
فرنگوپولیس
هنوز
وب نوشت
افسون فسرده
کسوف
من و خودم و احسان
پینکفلویدیش
احمد سیف
زن نوشت
شریعت عقلانی
حضور خلوت انس
مسیح علینژاد
بیلی و من
دنیای کوچک آقای اوف
سرزمین آفتاب
گلنسا
پرگلک
من و مانی
وبلاگ دکتر معین
شادی شاعرانه
لحظه گمشده
سادهتر از آب
صبحانه
این یک زن است
آی آدمها
بهنود دیگر
الپر
سرمه
پریشان بلاگ
بلاگچین
حسین درخشان
کوزه خانوم
علی قدیمی
همچون کوچهی بیانتها
حجره
پیام ایرانیان
کلاغ سیاه
...وغيره
کتابچه
مكتوب مهاجرانی
نهُفت
آینده
وبلاگ رادیو زمانه
کلاغ سیاه در آیینه
جوجه اردک زشت
by BlogRolling
فضولی در ادبیات
لیلاییها
موسيقی
مکانیک و دانشگاه
نقد و نظر
افاضات نغز
ایمان کفرانی
اینترنت و وبلاگ
تلگرافی
دلنوشتهها
دیوان
روزانه
سهتار نوازی
سیاست
عکس
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
March 2007
September 2006
August 2006
July 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
چند قدم جلوتر
هستهی گیلاس،
بر زبانم
مزهی گیلاس،
پشت سر
درخت گیلاس.
به قول برادرم از یک سینماگر انتظاری نیست که شعرهایش بیش از یک تصویر سازی باشد. ولی تصویرهای زیبایی را خلق کرده عباس کیارستمی در مجموعه شعر «گرگی در کمین». شعرهایش مانند عکسهای عکاس ریزبینی است که پنهانترین صحنههای همین دورو و اطراف خودمان را شکار میکند. چیزی که من خیلی دوست دارم. وقتی آن صحنه را میبینی با خودت میگویی که امکان ندارد کسی قبل از تو چشمش به آن افتاده باشد. و برای اینکه آن اکتشاف را به نام خودت زده باشی، تصویرش را ثبت میکنی.
از هر که بپرسی اردیبهشت را زیبا میداند و همهی زیبایاش را هم مدیون شکوفههای درختاناش. اما آیا کسی زشتی این شکوفهها را هم دیده است؟ یا مثلا وقتی فرق کابوسهایی را که در خواب میبینی و کابوسهای بیداری را کشف میکنی. یا وقتی به جملهای هراس از تنهایی را توصیف میکنی. یا به طنزی از خدا میخواهی تا توجه دیگران را به سویت جلب کند. و... این تجربهها باعث میشود که مجموعه شعر کم حجم عباس کیارستمی را دوست داشته باشی.
به گمانم «حافظ به روایت کیارستمی» هم دنبالهی همین تصویرسازیهای مینیمالیستی باشد. من که خیلی میپسندم.
کدامین روز هفته
به پایان میرسد
بازی شنبه تا جمعه؟
*******
کرم شب تاب
شب یلدا
خستگی دم صبح.
*******
چه مفهومی دارد
ساحل
در کنار بیم موج؟
*******
قصد عبور دارم
از گودالی عظیم
با سیاست گام به گام
