December 08, 2007

تصویرهای شعرگونه

چند قدم جلوتر
هسته‌ی گیلاس،
بر زبانم
مزه‌ی گیلاس،
پشت سر
درخت گیلاس.

به قول برادرم از یک سینماگر انتظاری نیست که شعرهایش بیش از یک تصویر سازی باشد. ولی تصویرهای زیبایی را خلق کرده عباس کیارستمی در مجموعه شعر «گرگی در کمین». شعرهایش مانند عکس‌های عکاس ریزبینی است که پنهان‌ترین صحنه‌های همین دورو و اطراف خودمان را شکار می‌کند. چیزی که من خیلی دوست دارم. وقتی آن صحنه را می‌بینی با خودت می‌گویی که امکان ندارد کسی قبل از تو چشمش به آن افتاده باشد. و برای اینکه آن اکتشاف را به نام خودت زده باشی، تصویرش را ثبت می‌کنی.

از هر که بپرسی اردیبهشت را زیبا می‌داند و همه‌ی زیبای‌اش را هم مدیون شکوفه‌های درختان‌اش. اما آیا کسی زشتی این شکوفه‌ها را هم دیده است؟ یا مثلا وقتی فرق کابوس‌هایی را که در خواب می‌بینی و کابوس‌های بیداری را کشف می‌کنی. یا وقتی به جمله‌ای هراس از تنهایی را توصیف می‌کنی. یا به طنزی از خدا می‌خواهی تا توجه دیگران را به سویت جلب کند. و... این تجربه‌ها باعث می‌شود که مجموعه شعر کم حجم عباس کیارستمی را دوست داشته باشی.

به گمانم «حافظ به روایت کیارستمی» هم دنباله‌ی همین تصویرسازی‌های مینیمالیستی باشد. من که خیلی می‌پسندم.

کدامین روز هفته
به پایان می‌رسد
بازی شنبه تا جمعه؟

*******

کرم شب تاب
شب یلدا
خستگی دم صبح.

*******

چه مفهومی دارد
ساحل
در کنار بیم موج؟

*******

قصد عبور دارم
از گودالی عظیم
با سیاست گام به گام