January 22, 2008

تمامیت‌خواه

عشق تمامیت‌خواه است،
تو یگانه خورشید آسمانم.
و من هر روز نفرین می‌کنم
ابرهایی را
که باز می‌دارند تو را
از تابیدن.


December 21, 2007

ثبت به نام یلدا

یلدا را بهانه کردیم
گونه‌های‌مان را نشانه گرفتیم
به سوی هم دویدیم
و اولین بوسه را چشیدیم.
ثبتش کردیم به نام یلدا.
بعد از آن بود که جرات کردیم به سراغ لب‌ها برویم.
تو همیشه شاکی بودی از اینکه چرا صورت من زبر است.


August 19, 2007

تو دنیای من بمان

بیا تو دنیای من؛ تو دنیای من بازی کن؛
از دینای من بیرون نرو؛
وقتی تو دنیای من نیستی برایم دست نیافتنی می‌شوی؛
دست نیافتنی بودنت خیلی دردناک است.


August 18, 2006

وصال و فراغ

یک چند بوی وصال به دل می‌زندی
یک چند دگر آهنگ فراغ به سر می‌زندی
جانا، دل و سر چون موم همه در دست تو
در عشقت آخر ما را به چه نقش می‌زندی؟

ثبت شود به تاریخ جمعه، 27 مرداد 85